انقلاب اسلامی انحصار مفهوم عقلانیت را به چالش کشید
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران گفت: عقلانیت توحیدی به دنبال جلب منافع دراز مدت برای بشریت است. در عقل توحیدی تغییر باید دائمی باشد.

به گزارش  خبرنگار ایلیار خبر، نشست عقلانیت انقلابی روز گذشته سه‌شنبه ۱۰ مرداد، با حضور حجت‌الاسلام داود مهدوی‌زادگان عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی، حجت‌الاسلام علی ذوعلم و محمدصادق کوشکی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در موسسه انقلاب اسلامی برگزار شد.

محمدصادق کوشکی در این نشست گفت: دوگانه عقلانیت و انقلابی گری که در واژگان متفاوتی در گفتمان سیاست ورزان جامعه ما مطرح شده، رویه و بنیادی دارند که پس زمینه ای از آن را در حوزه اندیشه می توان جستجو کرد. رهبر انقلاب این دوگانه را ذیل عنوان دیپلمات و انقلابی مطرح نموده اند.

وی ادامه داد: عقل از مفاهیمی است که به تعداد متفکران برای آن تعریف ارائه شده است که هیچکدام تعریف جامعی نیست. لذا عقل از جمله مفاهیم سهل و ممتنع است. در مفهوم دینی عقل آن چیزی است که منتهی به عبادت خدا شود.

وی افزود: عقلی که امروز در جهان از آن یاد می شود معادل راسیونالیسم فرانسوی است. مفهوم عقل ابزاری روش جلب یا کسب یا حفظ منافع کوتاه مدت شخصی یا گروهی خاص است که حول منفعت معنی می یابد. منفعت نیز با لذت بیشتر و رنج کمتر مفهوم می یابد.

این استاد داشگاه گفت: اگر بخواهیم عقلانیت را در همین Rational جستجو کنیم باز هم وجه انقلابی می یابد. اساسا ارباب کلیسا عقلانیت(rationality) را تعبیر به خرابکاری می کرده اند که بنیان های وضع موجود را بر هم می زند.

کوشکی ادامه داد: وقتی ماهیت تفکر رنسانس و بعد از آن را نگاه می کنیم، برای جلب و حفظ منافع کوتاه مدت نیازمند این است که شما به وضع موجود قانع نبوده و به دنبال بر هم زدن آن باشید.

وی گفت: Rationality وضع موجود را بر هم می زند تا منفعت را بهتر جلب و کسب کند. لذا می توان گفت معنای دقیق rationalism انقلابی گری است. ذات عقلانیت ابزاری، انقلابی است و نیاز نیست از واژه عقلانیت انقلابی استفاده کنیم. ما در rationalism افق مطلوب و ایده و آرمان داریم که برای رسیدن به آن باید از امروز گذر کرد. حتی اگر بخواهیم با نگاه پست مدرن به Rationality بنگریم در خود مفهوم انقلابی گری دارد.

وی ادامه داد: تفکر قالب در هر دوره ای کسانی را که به دنبال بر هم زدن وضع موجود بودند، تندرو و خارج از اعتدال می خواندند ولی همین ها در دوره دیگر نماد اعتدال می شوند. سال های سال ماکیاول در زباله دان بود و بعد از مدت ها می فهمند و به آرای او باز می گردند. لذا کسانی که می خواهند وضع موجود را به وضع مطلوب تغییر دهند در روزگار خود تندرو و غیرعقلانی و در دوره های بعد عقلانی خوانده می شوند.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران گفت: نگاه دیگری در Rationality شکل گرفته که فقط عده محدودی حق ایجاد تغییر دارند و داشتن افق مطلوب حق همه نیست. عملاً جهان غرب انقلابی گری و تحول خواهی و حرکت به سمت آرمان را در انحصار خود آورده و اگر ملت دیگری بخواهد تحول خواه شود، او را مخالف عقلانیت معرفی می کنند.

وی افزود: می خواهند انقلابی گری را کاری عبث و بیهوده و بازگشت به نقطه اول معرفی کنند. محافظه کاری را برای بقیه و تحول خواهی را در ذات تمدن غرب در نظر می گیرند.

وی ادامه داد: مثلا امروز نقد دموکراسی سخن برترین اساتید آمریکاست. آنها دموکراسی را نماد عقلانیت نمی دانند بلکه پدیده ای است که از روی اجبار پذیرفته شده است. اما فرض کنید کشور دیگری به نقد دموکراسی بپردازد. در این صورت به شدت با او برخورد می شود که شما در مقابل عقلانیت قرار گرفته اید.

کوشکی گفت: اتفاقی که در انقلاب اسلامی رخ داد، به چالش کشیدن این انحصار در عقلانیت بود. عقلانیت توحیدی به دنبال جلب منافع دراز مدت برای بشریت است. در عقل توحیدی تغییر باید دائمی باشد و آن تغییر در چارچوب این عقل قرار می گیرد. درجازدن و حفظ وضع موجود در ادبیات دینی وجود ندارد. وقتی انقلاب اسلامی از عقلانیت خود سخن می گوید یعنی هر روز باید بهتر از دیروز باشید.

این استاد دانشگاه ادامه داد: در چنین فضایی دیپلماسی برابر حفظ وضع موجود در جهان شده است. دیپلماسی وظیفه دارد به جهانی که سوم نامیده شده یادآوری کند که شما جهان سومی هستید. بعد از جنگ جهانی اول، دیپلماسی تلاشی برای حفظ این عقلانیت در جهان غربی می شود.

وی افزود: اکنون که سخن از دوگانه دیپلمات و انقلابی می شود و رهبر انقلاب می فرمانید من انقلابی ام به این معنی است که وضع موجود را برنمی تابم.

وی گفت: اگر به دنبال جلب منافع کوتاه مدت دنیایی هم باشیم باز هم انی نگاه انقلابی است که ما را به هدف می رساند و سازش نمی تواند کاری از پیش ببرد. ناکامی سازش مصداق پذیرش انحصار دیپلماسی است.

کوشکی در پایان گفت: در تاریخ و در قیام عاشورا هم داریم که عده ای به اصطلاح عاقلانه به امام حسین نصیحت می کنند و ایشان را از قیام باز می دارند. امام حسین حرکت خود را حکیمانه و عاقلانه می خوانند و اهداف شخصی کوتاه مدت را نمی بینند بلکه حیات ابدی مورد نظر ایشان است. آنهایی که با حکومت موجود سازش کردند هم به گندم ری نرسیدند. لذا ناکارآمدی سازش در سبقه تاریخی انقلاب اسلامی مشخص است.